|
سال پیش همین موقع ها بود که به امید گرفتن پذیرش...رفتم یه دوره تخصصی آزمایشگاه...چیزای زیادی یاد گرفتم و تجربه ی خوبی بود...و بعد تونستم پذیرش بگیرم...برای تقریبا سومین بار...هر بار یه مشکلی به وجود میومد...یه بار مدرک زبان آماده نبود...یه بار سفارت وقت مصاحبه نمی داد...خلاصه که هی نمیشد...ولی این آخرین بار شده بود...همه چی آماده بود...طوری که باورم نمیشد فاصله من با رسیدن به هدفم کمتر از یک ماه باشه...ولی این بار یه مشکلی فراتر از بقیه مشکلات پیش اومد...کرونا...روزی که وقت مصاحبه با سفارت داشتم، سفارت تو سایتش زد که به علت ویروس کرونا تعطیلیم...دلم نمیخواد براتون از حس و حال اون لحظه م بگم...بگم هم قابل درک نیست براتون...منتظر بودم...انتظارو انتظار...و در انتها هیچی...با مکاتبه با دانشگاه تونستم وقت بگیرم ازشون که برای ترم زمستون برم اونجا...ولی بازم نشد...اوضاع بدتر و بدتر شد...دیگه همه جای دنیا درگیر شده بودن...حالا ترم زمستون شروع شده...و رسما دانشجو شدم...باید برم سر کلاسای آنلاین...این کار خیلی ریسکه برام که میخوام از اینجا بخونم...چون معلوم نیست بعدش چی میشه...با این وضعیت اقتصادی وحشتناک...با کرونایی که خیال رفتن نداره...با آینده ای که کاملا مبهمه...هیچ کاری از دستم برنمیاد غیر از اینکه از این ترم آنلاین...و از این تجربه ی جدید لذت ببرم... میخوام لذت ببرم و نهایت تلاشمو بکنم...تنها چیزی که اذیتم میکنه استرس حرف زدن به انگلیسی هست...که امیدوارم بتونم شکستش بدم... برچسبها: دیوونگی هام به سلامتی بازگشت بلاگفا صلوات... |: یعنی من اینقدر استرس پریدن آرشیو نوشته های گرانقدرمو داشتم...که روزی صدبار چک میکردم ببینم اینجا درست شده یا نه... درسته که ماهی یه بار میام مینویسم...ولی اینجا خونه ی امنه...و خب خداروشکر... برچسبها: روزمرگی هام |