چی میشد 10سال جوون تر میشدم...نه اینکه برگردم عقب نه اصلا علاقه ای به برگشت به گذشته ندارم...ولی دلم میخواد با این شخصیت و تفکراتی که الان دارم...10سال جوون تر میشدم...هر چقدر هم که بگیم سن فقط یه عدده اینطوری نیست...گاهی از تلاشهای بی نتیجه میشه فهمید که بالاتر رفتن سن یعنی چی...محدود شدن انتخابها توی هر چیزی...تجربه هایی که باید تو دهه ی بیست سالگی انجام میشدن ولی نشدن...و حتی اگه الان هم انجام بشن دیگه اون حس و حالو ندارن...اون عقب بودن از زندگی جبران نمیشه...الان واقعا به قرص ری لایف* احتیاج دارم...به اینکه 10سال جوون تر بشم و شاید...وقت بیشتری برای زندگی کردن داشته باشم...و البته که 10سال جوون تر شدن تو این ویرانه منظورم نیست...اینجا همچنان برام تهوع آوره...

 

* انیمه Relife...قرصی داشت که به آدم این فرصتو میداد که 10سال جوون تر بشه...در دسترس آدمایی قرار میگرفت که تو زندگی کم آوردن...انیمه ی فوق العاده ای بود...


برچسب‌ها:
دیوونگی هام
+ تاریخ پنجشنبه هجدهم اردیبهشت ۱۳۹۹ ساعت 4:36 نویسنده Weißes Eule |