اینقدر عصبیم از حرفاش که...همه دردام بهم حمله کردن...کاش میتونستم و عرضه شو داشتم که خودمو راحت کنم از این زندگی مزخرف...ولی تنها چیزی که جلومو میگیره علاقه و حمایت خواهرمه...که اگه نبود بلاخره یه روزی جرئت تموم کردن این زندگی مزخرفو پیدا میکردم... 


برچسب‌ها:
بی اعصابی هام
+ تاریخ سه شنبه سیزدهم خرداد ۱۳۹۹ ساعت 15:59 نویسنده Weißes Eule